مراد على شمس
823
با علامه در الميزان ( فارسى )
ج - سعادت و شقاوت مقابل همند ؛ چه ، سعادت هرچيزى عبارت است از رسيدنش به خير وجودش ، تا به وسيله آن ، كمال خود را دريافته ، و درنتيجه متلذذ شود . و سعادت در انسان كه موجودى است مركب از روح و بدن عبارت است از رسيدن به خيرات جسمانى و روحانىاش ، و متنعم شدن به آن . و شقاوتش عبارت است از نداشتن و محروميّت از آن . پس سعادت و شقاوت به حسب اصطلاح علمى از قبيل عدم و ملكه است ، و فرق ميان سعادت و خير اين است كه سعادت مخصوص نوع و يا شخص است ، ولى خير عام است . « 1 » س 787 - سعادت حقيقى آدمى چگونه بدست مىآيد ؟ ، و نقش هدايت الهى در اينباره تا چه حدودى است ؟ ج - دنيا دار اختيار است ، و در اين دنيا سعادت حقيقى آدمى جز از راه اختيار به دست نمىآيد خود انسان بايد موجبات سعادت و يا زيان خود را فراهم آورد ، و هريك از اين دو راه را كه اختيار كند خدا هم همان را امضا مىكند ، همچنانكه فرمود : « إِنَّا هَدَيْناهُ السَّبِيلَ إِمَّا شاكِراً وَ إِمَّا كَفُوراً ؛ ما او را به راه خود هدايت كرديم او يا شكر آن را مىگذارد و يا كفران مىكند . » « 2 » زيرا هدايتى كه در اين آيه هست به معنى نشان دادن راه است ، تا هركسى به اختيار خود مسير خود را ، يا راه و يا بيراهه ، اختيار كند ، بدون اينكه اضطرار و اجبارى در پيمودن يكى از آن دو داشته باشد ، خودش بكارد و خود كشتهء
--> ( 1 ) . الميزان ؛ ج 11 ، ص 21 . ( 2 ) . سورهء دهر ، آيهء 3 .